دیگر جوانان آنان را نمی پسندند. ذهنشان از بی معنایی پر است. دیگر همین دسته از جوانان كه متاسفانه قشر اعظم جامعه ما را به خود اختصاص داده اند، از سنت چیزی نمی دانند و از اساتید متنفرند. آری برخی سنت ها را باید كنار گذاشت. حتی سنت های ملی و مذهبی، البته به یك شرط.

"سنت ها را باید كنار گذاشت، نه همه ی آنان بلكه آن هایی كه غلط و خرافی هستند."

در این نوشته به مسئله پوچی افكار قشری از جوانان به مقوله موسیقی خواهم پرداخت. به راستی علت چیست؟ چرا دیگر اكثریت جوانان ما شجریان و لطفی و صبا و پایور و تهرانی و ... را كنار گذاشته اند و به جای آنان به بنیامین و قمیشی و امید و معین و ... گوش می سپارند (خدا مرا به خاطر كنار هم نهادن نام این دو دسته ببخشد). وظیفه دادن پاسخ به این سوال را به استاد لطفی می سپاریم.

چند روز پیش از كنسرت استاد لطفی در تهران رادیو پیام پس از سال ها دست با مصاحبه زنده با وی زد. او دقیقا به همین مسئله اشاره كرد و علت این مسئله را در كم حوصلگی این قشر دانستند. آنان حوصله و تحمل فكر كردن در اشعار عرفانی موسیقی سنتی را ندارند و به همین خاطر به اینگونه موسیقی ها گوش می دهند تا بلكه اندكی از مشكلات زندگی دور باشند و به هیچ فكر كنند.

به راستی علت همین است. اطمینان دارم كه بسیاری از شما نیز از همین قشر هستید و قطعا در ذهن خود انتقاداتی را بر این مسئله وارد ساخته اید. لطفا انتقادات خود را در راستای رشد و تعالی هرچه بیشتر فكر من به من برسانید.

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 21 شهریور 1386    | توسط: جواد    | طبقه بندی: موسیقی،     | نظرات()